بازخوانی نگرش علامة طباطبایی در نقد سندشناسانه و رجالی روایات در المیزان

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه قم

2 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته تفسیرو علوم قرآن

چکیده

در این مقاله سعی شده است تا مبنای اصولی و نظری علامه طباطبایی در مورد حجیت و اعتبار اخبار- اعم از روایات پیامبر(ص)، اهل بیت(ع) و صحابیان و تابعیان- و نیز سلوک عملی ایشان در بحث‌های روایی تفسیر المیزان مورد بررسی قرارگیرد؛ تقریبا همة مواردی را که علامه، بحثی هرچند مختصر دربارة اعتبار و یا عدم اعتبار اخبار آحاد، سند روایات و یا راویان واقع در اثنای سند انجام داده‌، بررسی و کاربردهای آن‌ها در ابعاد گوناگون فقهی و غیر فقهی مشخص گردیده است. گرچه شیوة علامه و بنای اصلی و فراگیر وی، عدم ذکر اسانید روایات و نقد محتوایی آن‌هاست؛ در برخورد با اسناد، گاه سند روایات را به‌طور کامل و گاهی فقط نام آخرین راوی را یادآور شده، روایت را به مصدر اصلی آن ارجاع داده و احیانا به جرح و تضعیف راویان نیز پرداخته است؛ اخبار آحاد را در غیر مسائل فقهی حجت ندانسته، با روایات اسباب نزول، به سبب فراوانی جعل و تحریف با احتیاط برخورد نموده و راویان اهل کتاب را عامل اصلی نفوذ اسرائیلیات به ساحت تفسیر تلقی کرده است.

کلیدواژه‌ها